ماه رمضان که اومده خونمون حال و هوای خاص داره بابام تمرین مداحی میکنه مامان هم برای سحری از اول صبح شروع میکنه غذا درست کردن ؛منم با مامانی کمک میکنم

چادر نمازم کشش خراب شده بود عزیز پایینی که اومد خونمون بهش گفتم اون برام درستش کرد

منم دوست دارم با بابام نماز بخونم ولی بابام که سر کار میره نماز ظهر و عصر و مجبور میشم تنها توی اتاق بابا روی جا نمازش بخونم.



تاريخ : ۱۳٩۳/٤/۱٥ | ٦:٠٧ ‎ب.ظ | نویسنده : اسما لات لیلی | نظرات ()
.: Weblog Themes By VatanSkin :.