یکی از بهترین روزهایی که گذشت روزی بود که به خانه عمه رفته بودم و با پسر عمه هام محمدرضا-آرش و پوریا به پژوهشکده چای رفته بودم ،بابام باهامون اومده بود محمد رضا قاصدک ها رو به هوا پرتاب می کرد ،توی یک کلبه زیبا رفتیم که باغ عمه اینام هم اونجا بود.



تاريخ : ۱۳٩۳/٥/٢۳ | ٦:٠٢ ‎ب.ظ | نویسنده : اسما لات لیلی | نظرات ()
.: Weblog Themes By VatanSkin :.